یکی از شیطنتام

دقیق یادم نیست 4 یا شاید هم 5 ساله بودم .... مامان و بابا رفته بودن بیرون و من و دوتا خواهرام خونه مونده بودیم....خوب بچگی و هزار شیطنت...منم که شیطون...

شیطون خفن...اون زمان شیطون(ابلیس)جلوم تعظیم میکرد... در این حد!!!!

خلاصه چشمتون روز بد نبینه با خواهرام حرفم شد و منم رفتم شیلنگ آب و وصل کردم و آوردم تو اتاق و هم خواهرام و هم اتاق تا میتونستم خیس کردم......واییییییییییییییی

از زمین و زمان آب میچکید....بابا و مامان اومدن....جاتون حسابی خالی با همون شیلنگ مهربون که تا دقایقی پیش یارم بود یه کتک مفصل از مامان جونم نوش جان کردم...هنوزم یادش می یوفتم دردم میگیره!

بابایی فقط داشت میخندید....

خلاصه یه یک هفته ای طول کشید تا اتاق و وسایلش خوش بشن.....

ولی خودمونیم وقتی خوش شد انگار اتاق و وسایلش نو نو هستن...

پ.ن1:کوچولو هایی که این مشق شب رو میخونن یاد نگیرن(حتی شما دوست عزیز!)

پ.ن2:اونطور نگام نکنید بچه که شر نباشه بچه نیست.

پ.ن3:الان اگه با خواهرام حرفم بشه دیگه شیلنگی در کار نیست...خونه رو با دینامیت...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

/ 11 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

وااااااااااااااااااااااااااااااای!...تازه این یکی از شاهکارات بود!...کم از این کارا نکردی! شیطونترین بچه ای بودی که تو کل فامیل بود!...بعضی وقتا دلم میخواست بزن لهت کنم!جدا رو مخ بودیا!...

فاطمه

وایییییییییییی چه خوب... من عاشق پسر بچه های کوچولوی شیطونم.... جدی میگم...پس باید دیوار راست رو بگیره مستقیم بره بالا[نیشخند] نه خوشم اومد....بازم از این شیطنتهات بگو [نیشخند]

نیستا

وااااااااااااااااااااااااااااااااي خدا رحم كنه واقعا بهت نميومد مظلوم نماييت خيلي خوب بود به خدا فرزاد همه جا رو عوضش شستي. باريكلا پسر تميز الانم ميتوني بشوري دم عيد به ماماني كمك كن باشه؟

مهشید(diana)

سلام سلام! دمـت هات بد جوری!!!!! خوشم میاد مث خودمی!!!منم بچه بودم...ا ... بچه که نه الانم همینم!!!!!از این کارا زیاد میکردم!!!!!!به طور مثال همین پارسال جات خالی رفته بودیم اردو دو تا از بچه های اول و به راه کج هدایت کردیم تو پارک گم شدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![خنده]خدایی خیلی خنده بود!!!آخر نگهبانی پارک پیداشون کرد!!!![نیشخند]از انضباط مام کم شد!

ریحانه

با این جمله ات-بچه که شر نباشه بچه نیست-کاملا موافقم...اونم پسر...من می میرم واسه اونایی که از دیوار راس بالا می رن...[هورا][بغل][گل][تایید]

غزل خونه

سلام بچگی هات شیطون نبودی، غیرقابل تحمل بودی... اون موقع ها کاملا حاضر بودم برای اینکه دنیایی رو از دستت راحت کنم با یه اسلحه ی قوی!!!

غزل

سلام.خوب هستین؟وای چه شیطون بودی شما.اما خیلی کار جالبی کردی.متن و که خوندم کلی خندیدم.اما دیگه با خواهرات اینطوری نکن.گناه دارن.آخه یه داداش که بیشتر ندارن..........[خجالت] 26 ام آبان.ساعت 20:30

عباس گندمی(طالع)

باید بگم به عاشقا بایستی صبر داد دلو خودشون دارن که عاشق شدن در عشقبازی طاقت عشاق شرط است که سنگ بی طاقت نصیبش پرتگاه است(طالع نصرابادی)