همتون هستین

بهتون خوش میگذره؟اگه سحر از خواب پاشین...تو آسمون یه ابر چند ضلعی ببینین و یه خورشید،اونوقت برین پیش غزل خونتون و یه شعر از بهارآذر بخونین که دربار دختر آبانه،بعد یاد چیدن تمشک در گرگ ومیش بیوفتین و اون روزای خوبی که نان حقی تو سفره ها بود.....

بعد هم یواشکی بگین به خودتون که من گناهی ندارم همین!آخرش هم یه مشق شب دیگه وبوی ریحانه که از تو حیاط میاد...درست همون جا که مترسک همیشه اونجا ایستاده....

تقدیم به همتون

/ 10 نظر / 17 بازدید
ریحانه

[خجالت]بابا ما که مردیم از خجالت...حسابی شرمنده مون کردیا... خدایگان لطف به تو می گن...[گل][گل][خجالت][گل][گل]

مهشید(diana)

سلااااااااام!مرسی!خیلی ناز بوووود!اسم وب ما رو هم که....با اینکه اصلا به این اسمای قشنگ تو لینکستانت ربطی نداشت,نوشتی و کلی خوشحالمون کردی! از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند پوشانده‌اند "صبح" تو را ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند یک نقطه بیش فرق "رحیم" و "رجیم" نیست از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه است که قربانی‌ات کنند ... بـــــــــــــــــله!امیدوارم نشنیده باشیش!!!و ...خوشت اومده باشه ازش![لبخند] خوش بگذره زیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــااااااد!

حمید

با ابن اوضاعی که تو گفتی معلومه که خوش میگذره!... مرسی عزیز...

نیستا

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي چه كردي پسر خيلي خوشم اومد خيلي ابتكار باحالي بود خيلي خوب بووووووووووووووووووووووووووود چه حس قشنگي بهمون دادي مرسي ولي حواسم هست كه از شركاري هات ننوشتي ها[چشمک] چي چيو نوشتي دوتا دوتا؟ اون قبليو كه خونده بودم!

سارا آرامش

آی کیو جان من مهر نوشتمش چه جوری می تونه تولد م شهریور باشه... اول مهرم.[نیشخند]

نیستا

خدا كنار ماست نه روبروي ما