مشق شب

کاش... (خودم)
نویسنده :فرزاد - ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٦
 

کاش آنقدر کوچک بودم تابزرگترین گناهم کشیدن خط روی دیوار بود...

کاش آنقدر کوچک بودم تابزرگترین آرزویم داشتن یک آبنبات چوبی بود...

کاش آنقدر کوچک بودم تابزرگترین خطایم کثیف کردن لباس عیدم بود...

کاش آنقدر کوچک بودم تابزرگترین نیازم نوازش دیگران بود...

کاش آنقدر کوچک بودم تابزرگترین خواسته ام بردنم به شهر بازی بود...

وای کاش آنقدر کوچک بودم تابزرگترین دعایم رسیدن به آرزوهای کودکانه ام بود... 


 
comment نظرات ()